جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

794

تحفة الملوك ( فارسى )

آواز مىنمايد به او و مىگويد كه خداوند غيور است و دوست مىدارد هر غيورى را ، پس اگر آن مرد به غيرت درآمد و منكر و غير معروفى را كه از آن‌ها صدور يافته است نهى نمود و هيبت را به كار برد ، و الا پرواز مىنمايد و مىنشيند بر سر او و مىزند دو بال خود را بر دو چشم او و بعد از آن پرواز مىكند و خداوند روح ايمان را از آن مرد سلب مىفرمايد و ملائكه او را به اسم ديّوث مىخوانند ، پس بايد كه متوجّه تهذيب اخلاق زن و امر و نهى و تاديب و تعليم و تمرين او به قدر امكان بشود . و او را سر خود مهمل نگذارد . « 1 » بلى بايد كه بسيار تدقيق و تجسس و تفتيش از بواطن امور زن نكند ، بلكه بايد كه از اكثر امور با وجود اطلاع بر آن‌ها اعراض و اغماض نمايد و ابراز نفرمايد ؛ چون‌كه زنان به سبب ضعف عقل و سفلت مرتبه [ اى ] كه دارند و لازم خلقت و جبلت ايشان است البته مرتكب بعضى از امور كه نبايد بشوند مىشوند ؛ و چنان‌كه در حديث است خلقت آن‌ها مثل دندهء كج و اعوج شده است ، پس اگر واگذارده شوند به حال خود ، هرآينه از آن‌ها انتفاع برده مىشود . و اگر خواسته شود كه راست نموده شوند هرآينه مىشكنند . « 2 » پس بايد كه مرد با زن مدارات نمايد و تا آن‌كه امر منكر و بد او به حد ظهور و ريبت و بدى واقعى نرسيده است متعرض او نگردد و از او اعراض نمايد و الا نهايت انكار و غيرت و هيبت را به كار ببرد . و از اين‌جا است كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده‌اند كه يك غيرت مىباشد كه محبوب خداوند است و آن ، آن است كه در موقع ريبت و بدى واقعى باشد ؛ و يكى است كه مبغوض خداوند است و آن ، آن است كه در غير ريبت و بدى واقعى ، بلكه از شدت تجسس و تفحص و بدگمانى مرد است . « 3 » و جناب امير عليه السّلام در كلمات نصايحيه و حكميهء خود فرموده‌اند كه « اياك و التغاير فى غير موضع الغيرة فان ذلك يدعو لصحيحة منهن الى السقم و لكن احكم امرهن فان رأيت عيبا فعجل النكير على الصغير و الكبير بان تعاتب منهن البرئية فيعظم الذنب و

--> ( 1 ) . همان ، ص 536 ، ح 3 . ( 2 ) . همان ، ص 513 ، باب مداراة الزوج ، ح 1 و 2 . ( 3 ) . سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 149 ، باب الغيرة ؛ حاكم نيشابورى ، المستدرك على الصحيحين ، ج 1 ، ص 418 ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 329 و در بعضى كتب ديگر هم اين حديث آمده است .